ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
سرآغاز 6
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
نثر پارسى در اين عهد تدريجا از حالت سادهى قديم بيرون ميرفت ، و پارسى روان و دلانگيز ، كه در آثار دورهى سامانى مىبينم ، اندكاندك به نثر متكلّف مصنوع كه آميزش بسيار با تازى يافته بود بدل ميگرديد . . . مبدا و منشاء تغيير سبك پارسى را در اين عهد بايد رواج ادبيات عربى در ميان طبقهى درس خوانده دانست . و اين امر علاوه بر آنكه نتيجهى نفوذ روزافزون دين اسلام و متعلقات آن بود ، از توسعهى مدارس دينى و تعدد آنها در سراسر كشور نيز حاصل شده بود ، زيرا اين مدارس كه رايجترين مراكز تدريس و تحصيل بود ، وسيلهى قاطعى براى آشنايى و اعتياد طالبان علم با زبان عربى شد ، و آن زبان را در ايران نفوذ معنوى بخشيد . « 1 » ازاينرو چنان كه خود يادآورى مىكند : " نظم امثال و حكمت كمتر مينويسد ، مگر بيتى كه در مبالغتى گفتهاند . " [ ص 2 - 3 ] با اينكه روزگار او روزگار آرايش متن با صنايع و هنرهاى لفظى از سجعسازى و قافيهپردازى و موازنه و تناسب بود ، نويسنده ، جز در همان چند سطر آغاز كتاب ، از به كار بردن اين هنرها يكسره پرهيز مىكند ؛ كوشش او به مناسبت كوتاهنويسى كه پيشنهادهى او بوده ، بيشتر در سادهنويسى و دريافت آسان نوشتههايش براى خواننده به كار رفته است . " هنرى بهتر از اين ؟ " هنرى بهتر از اينكه نويسنده به ملاحظهى خوانندهى كتابش سبكى ساده و روان برگزيند ؟ صد سالى پيش از اينكه نويسندهى اين كتاب دست به كار نوشتن آن شود ابو الفضل بيهقى ، تاريخنگار نامدار روزگار غزنويان ، به نويسندگان پيشنهاد و سفارش مىكند كه در نوشتههاى خود بجاى واژههاى فارسى واژههاى عربى به كار برند - و نويسندگان هم همين كار را پس از او مىكنند ( و چنانچه ديديم روال نويسندگى هم در زبان فارسى به همين سو مىرفت ) ، سفارش او با اين عبارت آغاز مىشود :
--> ( 1 ) صفا ، ذبيح الله " تاريخ ادبيات " ج 2 ، ص 879 و بعد .